ولیجةلغتنامه دهخداولیجة. [ وَ ج َ ] (ع اِ) نهانی مرد و خاصه و برگزیده ٔ آن ، یا معتمدعلیه آن از غیر اهل وی . (منتهی الارب ).خاصه و بطانه ٔ تو از مردم ، کسی که بر او اعتماد داری ا
وَلِيجَةًفرهنگ واژگان قرآنکسي که آدمي او را تکيهگاه خود قرار دهد و از خانوادهاش نباشد -همراز-دوست صميمي-محرم راز
ولیجةلغتنامه دهخداولیجة. [ وَ ج َ ] (ع اِ) نهانی مرد و خاصه و برگزیده ٔ آن ، یا معتمدعلیه آن از غیر اهل وی . (منتهی الارب ).خاصه و بطانه ٔ تو از مردم ، کسی که بر او اعتماد داری ا
ولیچهلغتنامه دهخداولیچه . [ وَ چ َ / چ ِ ] (اِ) دوست خالص و برگزیده و معتمدعلیه . (از آنندراج ). رجوع به ولیجه شود.
دوستلغتنامه دهخدادوست . (ص ، اِ) محب و یکدل و یکرنگ . (ناظم الاطباء) (برهان ). خیرخواه و یار و رفیق . (ناظم الاطباء). یار. (شرفنامه ٔ منیری ). مقابل دشمن و این ظاهراً در اصل دوس
ولیقةلغتنامه دهخداولیقة. [ وَ ق َ ] (ع اِ) طعامی است که از مسکه و آرد یا آرد و شیر و روغن سازند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آرد شیر. (مهذب الاسماء).