ولخرجدیکشنری فارسی به انگلیسیextravagant, improvident, lavish, prodigal, profligate, thriftless, wasteful, waster, wastrel
ولخرجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی خرج، مسرف، مسرف، اسرافکار، بیپروا، بَربادده، نظربلند آدم ولخرج، بریزوبپاش، لاابالی
ول خرجلغتنامه دهخداول خرج . [ وِ خ َ ] (ص مرکب ) آنکه پول خود را بیهوده خرج کند. اسراف کار. مسرف . باددست .