ولتلغتنامه دهخداولت . [ وَ ] (ع مص ) کم کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). نقصان کردن . (المصادر زوزنی ). || (اِمص ) کمی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
ولتلغتنامه دهخداولت . [ وُ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح فیزیک ) واحد اختلاف سطح (پتانسیل ) الکتریکی است و آن عبارت است ، از اختلاف سطح الکتریکی دو انتهای مفتولی که مقاومت آن یک اهم
ولتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهواحد اندازهگیری اختلاف پتانسیل دو سر سیم که جریان الکتریکی از آن میگذرد.
ولت سنجلغتنامه دهخداولت سنج . [ وُ س َ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح فیزیک ) ولت متر. دستگاه اندازه گیری اختلاف پتانسیل دو سر سیمی که جریان الکتریکی از آن می گذرد. رجوع به ولت متر شود.
ولت سنجلغتنامه دهخداولت سنج . [ وُ س َ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح فیزیک ) ولت متر. دستگاه اندازه گیری اختلاف پتانسیل دو سر سیمی که جریان الکتریکی از آن می گذرد. رجوع به ولت متر شود.
ولت مترلغتنامه دهخداولت متر. [ وُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) (اصطلاح فیزیک ) اسبابی است که جهت تعیین اختلاف پتانسیل بین دو سر سیمی که از آن جریان الکتریکی میگذرد به کار میرود. ساخت