ولادتلغتنامه دهخداولادت . [ وِ دَ ] (ع مص ) ولادة. زادن . وضع حمل کردن . زائیدن . (غیاث اللغات ) : با مسیحی که به تعلیم ودوددر ولادت ناطق آمد در وجود. مولوی .زنان باردار ای مرد ه
ولادت گاهلغتنامه دهخداولادت گاه .[ وِ دَ ] (اِ مرکب ) محل تولد. زادگاه : ای سپاهان سروری کن بر زمین چون آسمان در جهان تا تو ولادت گاه چونین سروری .سنایی .
وَالِدَتِکَفرهنگ واژگان قرآنمادرت (کلمه والدة جز بر مادری که فرزند را زاییده اطلاق نمی شود ولي کلمه " أم " به غیر از مادر واقعی به کساني ديگری که رابطه آنها با شخص شباهتی به مادر داشته با
وَالِدَتِيفرهنگ واژگان قرآنمادرم (کلمه والدة جز بر مادری که فرزند را زاییده اطلاق نمی شود ولي کلمه " أم " به غیر از مادر واقعی به کساني ديگری که رابطه آنها با شخص شباهتی به مادر داشته با
وَلَايَتِهِمفرهنگ واژگان قرآندوستی و اداره امور آنان (ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است که مالک تدبير امور و اموال آنان را به عهده دارد.
ولادت گاهلغتنامه دهخداولادت گاه .[ وِ دَ ] (اِ مرکب ) محل تولد. زادگاه : ای سپاهان سروری کن بر زمین چون آسمان در جهان تا تو ولادت گاه چونین سروری .سنایی .