ولاءلغتنامه دهخداولاء. [ وَ ] (ع اِمص ) دوست داری . (منتهی الارب ). محبت . (اقرب الموارد) (کشاف اصطلاحات الفنون ). || یاری و نصرت .(از اقرب الموارد). || مُلک و پادشاهی . (منتهی
ولاءلغتنامه دهخداولاء. [ وِ ] (ع مص ) موالاة. پیاپی کردن . دمادم کردن : ولاء بین دو امر؛ پیاپی کردن دوکار را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || پیوست یکدیگر کردن . (منتهی الا
ولاءدیکشنری عربی به فارسیتابعيت , تبعيت , وفاداري , بيعت , وقف , تخصيص , صميميت , هواخواهي , طرفداري , دعا , پرستش , از خود گذشتگي , جانسپار , اعلا م رسمي بيعت از طرف متحد يا متفقي نسبت
ولاءةلغتنامه دهخداولاءة. [ وَ ءَ ] (ع اِمص ) دوست داری . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || قرابت و خویشاوندی . (اقرب الموارد) (آنندراج ).
علی الولاءلغتنامه دهخداعلی الولاء. [ ع َ لَل ْ وِ ] (ع ق مرکب ) بتوالی . پیاپی . بدنبال هم . دمادم : وما خواستیم که تاریخ شاهان عجم ... در این کتاب علی الولا جمع کنیم . (مجمل التواریخ