۱. (فقه، حقوق) آنچه کسی از ثروت خود جدا میکند که در کارهای عامالمنفعه از آن استفاده میکنند.
۲. اندکی درنگ کردن در بین کلام و دوباره شروع کردن.
۳. (فقه، حقوق) حبس عین ملک یا مالی و مصرف کردن منافع آن در اموری که واقف معین میکند.
۴. [قدیمی] ایستادن.
ورستاد
۱. موقوفه، واگذاری
۲. اهدا، بخشش، نذر، هبه
۳. افامت، توقف
۴. ایست، مکث، وقفه
۵. اختصاصدادن، منحصر کردن
endowment, entailment