وقت اضافهextra time, over time, extra 2واژههای مصوب فرهنگستانوقتی که در صورت تساوی، در پایان وقت قانونی بازی یا مسابقه در نظر گرفته میشود تا برندۀ بازی مشخص شود
وقتفرهنگ مترادف و متضاد۱. فرصت، مجال، مهلت ۲. زمان، گاه، موقع، میقات، هنگام ۳. دوره، روزگار، عصر، فصل، موسم ۴. آن، حین، دم، ساعت، لحظه، لمحه ۵. مدت، موعد
خاصکیلغتنامه دهخداخاصکی . [ ص َ ] (ص نسبی ) ندیم . مقرب . (دزی ج 1 ص 346). دزی این کلمه را معرب خاصگی فارسی دانسته و کاف آن را کاف تصغیر فارسی پنداشته است . ولی این نظر صحیح نیست
ضربات پنالتیpenalty shoot outواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای تعیین برندۀ بازیای که در وقت قانونی و اضافه با نتیجۀ مساوی به پایان میرسد و در آن هرکدام از تیمها تعداد مشخصی ضربۀ پنالتی میزنند متـ . روش ضربات پ
ازفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نشاندهندۀ ابتدای مکان: ◻︎ از دور به دیدار تو اندرنگرستم / مجروح شد آن چهرۀ پرحسن و ملالت (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۸۳)، از تهران تا اصفهان.۲. نشاندهندۀ اب