وقایةلغتنامه دهخداوقایة. [ وَ ی َ ] (ع مص ) نگاه داشتن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). وقاء. (اقرب الموارد). || (اِمص ) حفاظت و حر
وقایةلغتنامه دهخداوقایة. [ وِ ی َ ] (ع اِ) پناه چیزی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). هرچه بدان چیزی را نگاه دارند و پناه دهند.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : بخت برنا وقا
وقایةلغتنامه دهخداوقایة. [ وُ ی َ ](ع مص ) نگاه داشتن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). نگه داشتن . (غیاث اللغات )
وقایهفرهنگ انتشارات معین(و ِ یَ) [ ع . وقایة ] 1 - (مص م .) نگاهداری کردن . حفظ کسی از بدی و آفت . 2 - (اِ.) روسری ، سربند زنان .
وأیةلغتنامه دهخداوأیة. [ وَءْ ی َ ] (ع اِ) وَئیّة. دیگ فراخ . || کاسه ٔ فراخ . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
وَقَاهُمُفرهنگ واژگان قرآنآنان را حفظ كرد - آنان را نگه داشت (حرف میم به دلیل تقارن با حرف ساکن یا تشدید دار کلمه بعد حرکت گرفته است)
وقایهفرهنگ انتشارات معین(و ِ یَ) [ ع . وقایة ] 1 - (مص م .) نگاهداری کردن . حفظ کسی از بدی و آفت . 2 - (اِ.) روسری ، سربند زنان .
وقیلغتنامه دهخداوقی . [ وَق ْی ْ ] (ع مص ) وقایة . نگاه داشتن . (منتهی الارب ). نگه داشتن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || اصلاح کردن . (اقرب الموارد).
وقاءلغتنامه دهخداوقاء. [ وَ / وِ ] (ع اِ) وقایة.هرچه بدان چیزی را نگاه دارند و پناه دهند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).- لازم الوقاء ؛ سزاوار نگاه
وقایتلغتنامه دهخداوقایت . [ وَ / وِ ی َ ] (ع مص ) وقایة. نگاه داشتن . پاییدن . محافظت کردن .حفظ کردن . || (اِمص ) نگاهداشت . محافظت و نگهبانی . حفاظت و نگهبانی و حراست . (ناظم ال
وقایتفرهنگ انتشارات معین(و یا وَ یَ) [ ع . وقایة ] 1 - (اِمص .) محافظت ، نگهبانی . 2 - (اِ.) هر چه بدان چیزی را نگاه دارند و پناه دهند.