وضیعةلغتنامه دهخداوضیعة. [ وَ ع َ ] (ع اِ) گیاه شورمزه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ثمن کم کرده ، یا آنچه کم کنند و فرودنهند از چیزی . (منتهی الا
وضیعةلغتنامه دهخداوضیعة. [ وَ ع َ ] (ع مص ) زیان زده گردیدن مردم در تجارت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زیان کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). بیع شخص است آنچه را
هفت وضیعهلغتنامه دهخداهفت وضیعه . [ هََ وَ ع َ / ع ِ ] (اِ مرکب ) هفت بار مال را به قم وضع کرده اند و آن را به اصطلاح اهل دیوان هفت وضیعه میگویند و هفت طسوق . (تاریخ قم ص 112). رجوع
وَضَعَهَافرهنگ واژگان قرآنآن را قرار داد ("وضع"يعني نهادن و متضاد رفع كه به معني بلند كردن و برداشتن است. همانگونه كه در عبارت "وَﭐلسَّمَاءَ رَفَعَهَا "در مورد آسمان كلمه ي رفع را به كار
وضیعةلغتنامه دهخداوضیعة. [ وَ ع َ ] (ع اِ) گیاه شورمزه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ثمن کم کرده ، یا آنچه کم کنند و فرودنهند از چیزی . (منتهی الا
وضیعةلغتنامه دهخداوضیعة. [ وَ ع َ ] (ع مص ) زیان زده گردیدن مردم در تجارت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زیان کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). بیع شخص است آنچه را
هفت وضیعهلغتنامه دهخداهفت وضیعه . [ هََ وَ ع َ / ع ِ ] (اِ مرکب ) هفت بار مال را به قم وضع کرده اند و آن را به اصطلاح اهل دیوان هفت وضیعه میگویند و هفت طسوق . (تاریخ قم ص 112). رجوع
یحیی آبادلغتنامه دهخدایحیی آباد. [ ی َح ْ یا ] (اِخ ) از وضیعه و طسق دوم ، رودابان در قم . (تاریخ قم ص 115).
باغ مرزبانلغتنامه دهخداباغ مرزبان . [ غ ِ م َ ] (اِخ ) نام آبادیی از وضیعه و طسق دوم رود ابان . (تاریخ قم ص 115).