وضوءلغتنامه دهخداوضوء. [ وَ ] (ع اِ) آب دستی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آبی که بدان وضو کنند. (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد). || (مص ) آب دست کردن . (منتهی الارب ). وضو گرفتن .
وضوءلغتنامه دهخداوضوء. [ وُ ] (ع اِ) آبدست . (منتهی الارب ). آب وضو. (ناظم الاطباء). || (مص ) عمل دست نماز گرفتن . (ناظم الاطباء). آب دست کردن (ناظم الاطباء)، و آن شستن اعضای وض
وزوعلغتنامه دهخداوزوع . [ وَ ] (ع اِمص ) ورغلانیدگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (مص ) ورغلانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برانگیختن کسی را بر چیزی . واداشتن . (از
ابوعبدرب الوضوءلغتنامه دهخداابوعبدرب الوضوء. [ اَ ع َ دِ رَب ْ بِل ْ وَ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن نافع. از روات حدیث است .
ابوعبدرب الوضوءلغتنامه دهخداابوعبدرب الوضوء. [ اَ ع َ دِ رَب ْ بِل ْ وَ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن نافع. از روات حدیث است .
وضوفرهنگ انتشارات معین(وُ) [ ع . وضوء ] (مص ل .) آبدست ؛ عمل شستن صورت و دست ها به طرز مقرر شرع پیش از نماز، دست نماز.
بی وضولغتنامه دهخدابی وضو. [ وُ ] (ص مرکب ) (از: بی + وضو = وضوء) که وضو ندارد. که فاقد طهارت است : شبی همچو روز قیامت درازمغان گرد من بی وضو در نماز. سعدی .که دانند در بند حق نیس