وضعیت پسِسری عرضیoccipitotransverse position, occiput transverse positionواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت جمجمهایِ جنین بهصورتیکه استخوان پسِسری به حالت عرضی در سمت حفرۀ خاصرهای راست یا چپ لگن مادر قرار گیرد
وضعیت پسِسری خلفیoccipitoposterior position, occiput posterior positionواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت جمجمهایِ جنین بهصورتیکه استخوان پسِِسری به حالت خلفی در سمت راست یا چپ لگن مادر قرار گیرد
وضعیت پسِسری قدامیoccipitoanterior position, occiput anterior positionواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت جمجمهایِ جنین بهصورتیکه استخوان پسِسری به حالت قدامی در سمت راست یا چپ لگن مادر قرار گیرد
وضعیتدیکشنری فارسی به انگلیسیballgame, case, circumstance, configuration, footing, going, position, setup, situation, tone, way
وضعیتلغتنامه دهخداوضعیت . [ وَ عی ی َ ] (از ع ، اِ) طرز استقرار. (فرهنگ فارسی معین ). || موقع. موقعیت : وضعیت اجتماعی ، وضعیت سیاسی . توضیح اینکه این کلمه را فارسی زبانان از وضع
وضعیت پسِسری خلفیoccipitoposterior position, occiput posterior positionواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت جمجمهایِ جنین بهصورتیکه استخوان پسِِسری به حالت خلفی در سمت راست یا چپ لگن مادر قرار گیرد
وضعیت پسِسری قدامیoccipitoanterior position, occiput anterior positionواژههای مصوب فرهنگستانوضعیت جمجمهایِ جنین بهصورتیکه استخوان پسِسری به حالت قدامی در سمت راست یا چپ لگن مادر قرار گیرد