وقاحتدیکشنری فارسی به انگلیسیeffrontery, flagrancy, impudence, insolence, obscenity, presumptuousness, rudeness
وضاحلغتنامه دهخداوضاح . [ وَض ْ ضا ] (ع ص ) بسیار واضح و آشکار. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || دندان نیک روشن و آشکارا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سفیدفام نیکوروی و خن
وضاحةلغتنامه دهخداوضاحة. [ وَض ْ ضا ح َ ] (ع ص ) بسیار روشن . || بسیار روشن کننده . (مهذب الاسماء) (آنندراج ).
تشریحلغتنامه دهخداتشریح . [ ت َ ] (ع مص ) نیک شرح کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). نیک بیان کردن . (دهار). نیک هویدا کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به کمال وضاحت بیان
نصلغتنامه دهخدانص . [ ن َص ص ] (ع اِ) هر کلام صریح که واضح و آشکار باشد. (ناظم الاطباء) : و مهیاشد امیرالمؤمنین از برای ایستادگی در آن کار که به او حواله نمود خدا وی را واجب
وضاحلغتنامه دهخداوضاح . [ وَض ْ ضا ] (ع ص ) بسیار واضح و آشکار. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || دندان نیک روشن و آشکارا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سفیدفام نیکوروی و خن
وضاحةلغتنامه دهخداوضاحة. [ وَض ْ ضا ح َ ] (ع ص ) بسیار روشن . || بسیار روشن کننده . (مهذب الاسماء) (آنندراج ).
وقاحتلغتنامه دهخداوقاحت . [ وَ ح َ ] (ع مص ) وقاحة. بی حیا بودن . بی شرم بودن . بی شرم شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شوخ روی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || (اِمص ) بی حیائ