وصایالغتنامه دهخداوصایا.[ وَ ] (ع اِ) ج ِ وصیة. (از اقرب الموارد). ج ِ وصیت . (دهار) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). اندرزها و پندها و وصیتها. (ناظم الاطباء) : و او را [ نوشیروان ] خو
حساب دور و وصایالغتنامه دهخداحساب دورو وصایا. [ ح ِ ب ِ دَ رُ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بخشی از علم حساب در نزد مسلمانان بوده که از جبر و مقابلت سرچشمه گرفته است ، و آن برای وصیت نامه ه
واْیارْدَگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی پاک کردن ، خراشیدن ، خراش دادن ، جدا کردن ، از بین بردن اثر چیزی از روی چیزی
حساب دور و وصایالغتنامه دهخداحساب دورو وصایا. [ ح ِ ب ِ دَ رُ وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بخشی از علم حساب در نزد مسلمانان بوده که از جبر و مقابلت سرچشمه گرفته است ، و آن برای وصیت نامه ه
غانیلغتنامه دهخداغانی . (اِخ ) شاعری عطار از شعرای عصر فاتح اکری . وی وصایای لقمان حکیم را از فارسی به ترکی ترجمه کرده است . (کشف الظنون چ 1 استانبول ج 2 ص 635).
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد طحاوی ،فقیه حنفی ، مکنی به ابوجعفر. او راست : قسم الفی ٔ و الغنائم . محاضرات . کتاب الوصایا. عقودالمرجان . قلائد عقود الدرر وال
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَم َ ] (اِخ ) ابن محمد کرابیسی هندی . او راست : کتاب شرح اقلیدس . کتاب حساب دور و وصایا، و این کتاب را حاجی خلیفه بار دیگر باسم کتاب الوصایا ذکر کرده ا
ابویوسفلغتنامه دهخداابویوسف . [ اَ بو س ُ ] (اِخ ) یعقوب بن محمد الحاسب المصیصی . او راست : کتاب الجبر و المقابلة. کتاب الوصایا. کتاب تضاعیف بیوت الشطرنج . کتاب الجامع. کتاب نسبةال