وصایةلغتنامه دهخداوصایة. [ وَ / وِ ی َ ] (ع اِ) اندرز. (منتهی الارب ). وصیت . (اقرب الموارد). || شاخ خرما که بدان پشتواره بندند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، وَصا. (منته
وصایةلغتنامه دهخداوصایة. [ وُ ی َ ] (ع اِمص ) اسم است وصیت را. (منتهی الارب ). وصی گردانیدگی و عمل وصی گردانیدن . (ناظم الاطباء). رجوع به وصیت شود.
وَصِيَّةٍفرهنگ واژگان قرآنوصيت - سفارش - پيشنهاد خير خواهانه (کلمه وصيت به معناي اين است که عملي را به ديگري پيشنهاد کني ، پيشنهادي که همراه با پند و اندرز باشد)
وَرَائِهِفرهنگ واژگان قرآندنبالش - دور تا دورش - پشتش (كلمه ي وراء هم به معني دنبال و هم معني احاطه مي دهد. عبارت "وَﭐللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ " يعني خداوند از همه سو بر آنان احاطه
وَرَائِهِمفرهنگ واژگان قرآندنبالشان - دور تا دورشان - پشتشان (كلمه ي وراء هم به معني دنبال و هم معني احاطه مي دهد. عبارت "وَﭐللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ " يعني خداوند از همه سو بر آنان
وَلَايَةُفرهنگ واژگان قرآنیاری دادن - سرپرستی و تدبیر امور- دوست داشتنی که همراه با تدبیر امور باشد(ولايت در اصل به معناي مالکيت تدبير امر است ، مثلا ولي صغير يا مجنون يا سفيه ، کسي است
وَرَائِهِفرهنگ واژگان قرآندنبالش - دور تا دورش - پشتش (كلمه ي وراء هم به معني دنبال و هم معني احاطه مي دهد. عبارت "وَﭐللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ " يعني خداوند از همه سو بر آنان احاطه
وَرَائِهِمفرهنگ واژگان قرآندنبالشان - دور تا دورشان - پشتشان (كلمه ي وراء هم به معني دنبال و هم معني احاطه مي دهد. عبارت "وَﭐللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ " يعني خداوند از همه سو بر آنان
وصائفلغتنامه دهخداوصائف . [ وَ ءِ ] (ع اِ) ج ِ وصیفة، به معنی خدمتگاری که دختر یا کنیز بود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به وصیفة شود.