۱. سبب؛ دستاویز.
۲. آنچه بهواسطۀ آن به دیگری نزدیکی و تقرب پیدا میکنند.
۳. [عامیانه، مجاز] واسطه؛ میانجی.
ابزار، دستاویز، دستآوی، افزار
۱. باعث، سبب، علت، محرک
۲. دستآویز
۳. آلت، ابزار، اسباب
۴. تدبیر، چاره، طریقه
appliance, applicator, gadget, implement, instrument, instrumentality, intermediary, lever, means, ment _, organ, tackle, tool, ure _