وسوسهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. وسواس پیدا کردن؛ بد اندیشیدن؛ پیدا شدن اندیشۀ بد در دل انسان.۲. (تصوف) تحریکات شیطانی.
وسوسةلغتنامه دهخداوسوسة. [ وَس ْ وَ س َ ] (ع مص ) بد اندیشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). در دل افکندن شیطان و نفس چیزی بی نفع و بی خیر. وِسْواس . (منتهی الارب )(آنندراج ). || (
وسوسه انگیزدیکشنری فارسی به انگلیسیirresistible, seductively, suggestive, tantalizing, tempter, tempting
تُوَسْوِسُفرهنگ واژگان قرآنوسوسه می کند(وسوسه به معناي خطور افکار زشت در دل است ،اصلش وسواس است به معنی صداي زيور آلات زنان ، و نيز به معناي آهسته سخن گفتن است)
هَمَزَاتِفرهنگ واژگان قرآنوسوسه ها (کلمه همزة به معناي شدت دفع است ، و حرف همزه ، يکي از حروف الفبا را هم از اين جهت همزه ناميدهاند که چون از ته حلق ادا ميشود و با فشار و شدت به خارج دف