وَسِعْتَفرهنگ واژگان قرآنوسعت يافته ای - شامل شده ای- فرا گرفته ای("رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً ": اى پروردگار ما از روى رحمت و دانش همه چيز رافرا گرفته اى)
وسعتفرهنگ مترادف و متضاد۱. سعه، ظرفیت، فراخنا، فراخی، فراخی، گسترش، گشادگی، گشادی، گنجایش ۲. بسط، توسعه ≠ تنگی، ضیق
گشایشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. رهایی.۲. حل شدن.۳. (اسم) (موسیقی) گوشهای در دستگاه ماهور.۴. [قدیمی] فراخی؛ وسعت.۵. [قدیمی، مجاز] فتح؛ تسخیر. گشایش یافتن: (مصدر لازم) وسعت یافتن؛ فراخی پید