وسعفرهنگ مترادف و متضاد۱. استطاعت، تمول، دارایی، نوانگری ۲. تاب، توان، توانایی، طاقت، قوت، نا ۳. اقتدار، قدرت ۴. گنجایش
وسعلغتنامه دهخداوسع. [ وَ ] (ع اِمص ) فراخی و توانگری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || دست رس و طاقت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || (مص ) سِعَة. گنجیدن د
وسعلغتنامه دهخداوسع. [ وِ ] (ع اِمص ) فراخی و توانگری . || دست رس . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || طاقت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
وسعلغتنامه دهخداوسع. [ وُ ] (ع اِمص )توانگری . (مهذب الاسماء). فراخی و توانگری . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). توانایی . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (مهذب الاسم
وصالغتنامه دهخداوصا. [ وَ ] (ع اِ) ج ِ وَصایَة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به وصایة شود. || ج ِ وصاة.(اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به وصاة شود.
وصعلغتنامه دهخداوصع. [ وَ ] (ع اِ) وَصَع. مرغی است خردتر از گنجشک ، یا آن صعوه است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ، وِصْعان . (منتهی الارب ) (ناظم
وصعلغتنامه دهخداوصع. [ وَ ص َ ] (ع اِ) وَصْع. مرغی است خردتر از گنجشک ، یا آن صعوه است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گنجشک کوهی . (مهذب الاسماء). ج ، وِصْعان . (م
وَسِعْتَفرهنگ واژگان قرآنوسعت يافته ای - شامل شده ای- فرا گرفته ای("رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً ": اى پروردگار ما از روى رحمت و دانش همه چيز رافرا گرفته اى)
وَسِعْتَفرهنگ واژگان قرآنوسعت يافته ای - شامل شده ای- فرا گرفته ای("رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً ": اى پروردگار ما از روى رحمت و دانش همه چيز رافرا گرفته اى)