وزنهلغتنامه دهخداوزنه . [ وَ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه واقع در 10 هزارگزی باختر شوسه ٔ نقده به ارومیه دارای 140 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیای
وزنهلغتنامه دهخداوزنه . [ وَ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) هر سنگ یا فلز که برای سنجیدن به کار است . سنگ وزن . سنگ ترازو. سنگی که بدان چیزی را در ترازو می سنجند. (ناظم الاطباء). سنگی ی
وذنهلغتنامه دهخداوذنه . [ ] (ع اِ) نوع مصری حی العالم است . (ضریر انطاکی ). و لکلرک گوید: قوطولیدون است . مؤلف در یادداشتی نویسد: لکن گمان میکنم ابن بیطار وذنة را با وضنة خلط ک
وزنةلغتنامه دهخداوزنة. [ وَ ن َ ] (ع ص ) زن خردمند سنجیده ٔ پست بالا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ) یک مرتبه وزن کردن . (از اقرب الموارد).
وزنةلغتنامه دهخداوزنة. [ وِ ن َ ] (ع اِمص ) سنجیدگی . (منتهی الارب ): انه لحسن الوزنة؛ ای الوزن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). برای نوع وزن است . (اقرب الموارد).