وزاوزهلغتنامه دهخداوزاوزه . [ وُ وِ زَ / زِ ] (ع ص ) مرد سبک و چست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد سبک و چست و چالاک و مردی که در رفتن سرین خود را می جنباند. (ناظم الاطباء).
وزوزةلغتنامه دهخداوزوزة. [ وَزْ وَزَ ] (ع اِمص ) سبکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || شتابی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (مص ) به شتاب برجستن . (منتهی الارب ) (
وزوزةلغتنامه دهخداوزوزة. [ وَزْ وَزَ ] (ع اِمص ) سبکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || شتابی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (مص ) به شتاب برجستن . (منتهی الارب ) (
میمونلغتنامه دهخدامیمون . [ م َ مو / م ِ مو ] (اِ) بوزینه . (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). جانوری است معروف و آن برزخ است میان انسان و حیوان غیرناطق . (برهان ). میمونها خود راسته