وریزلغتنامه دهخداوریز. [ وِ ] (اِ) صمغ درخت انب است و بعضی گویند اقاقیاست و آن عصاره ٔ خارباشد. (برهان ) (آنندراج ). وَریز. یک قسم صمغ است و صمغ درخت اقاقیا که صمغ عربی باشد. (ن
وریزهلغتنامه دهخداوریزه . [ وَ زَ / زِ ] (ع اِ) رگی است که از معده تا جگر رود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
خرد و ریزلغتنامه دهخداخرد و ریز. [ خ ُ دُ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) خرت و پِرت .تِلِک و پِلِک . خرد و ریزه . (یادداشت بخط مؤلف ).
وریزهلغتنامه دهخداوریزه . [ وَ زَ / زِ ] (ع اِ) رگی است که از معده تا جگر رود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
خذعلغتنامه دهخداخذع . [ خ َ ] (ع مص ) بریدن وریزه کردن هر چیزی که صلابت ندارد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بریدن و ریزه ریزه کردن گوشت . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (
مرذوذلغتنامه دهخدامرذوذ. [ م َ ] (ع ص ) ترشده با باران نرم وریزه . (ناظم الاطباء). رجوع به مُرذّ و مرذوذة شود.
رضرضةلغتنامه دهخدارضرضة. [ رَ رَ ض َ ] (ع مص ) شکستن وریزه کردن چیزی را. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). شکستن . (از تاج المصادر بیهقی ) (دهار).