وریعلغتنامه دهخداوریع. [ وَ ] (ع ص ) پرهیزگار. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نگهدارنده ٔ نفس . (از اقرب الموارد).
وَریادگارهsecondary relicsواژههای مصوب فرهنگستاناشیایی که با تنیادگارۀ قدیسان در تماس بوده است و در قرون وسطی و امروز در مذهب کاتولیک اهمیت دارد
توریچلیلغتنامه دهخداتوریچلی . [ تُرْ ری چ ِل ْ لی ] (اِخ ) فیزیک دان وریاضی دان ایتالیائی (1608-1647 م .) و از شاگردان معروف گالیله است و اکتشافات و تجربیات بزرگی بدو منسوب است از
لامبرلغتنامه دهخدالامبر. [ ب ِ ] (اِخ ) ژان هانری . فیلسوف وریاضی دان فرانسوی . مولد مول هوز. (1777-1728 م .).
فریبندگیلغتنامه دهخدافریبندگی . [ ف ِ / ف َ ب َ دَ / دِ ] (حامص ) مکر و فریب . حیله بازی وریا. تزویر و خیانت . (از ناظم الاطباء) : فریبندگی ها در او بیشمارکه آید نویسندگان را بکار.ن
بیریةلغتنامه دهخدابیریة. [ ری ی َ ] (اِخ ) لفظ یونانی بِرویا شهر قدیم مقدونیه واقع در مغرب سالونیک که نام دیگر آن وِریا است . (از دائرة المعارف فارسی ). شهری از توابع مقدونیه واق