ورکاءلغتنامه دهخداورکاء. [ وَ ] (ع ص ) مؤنث اورک . زن کلان سرین . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ورکارلغتنامه دهخداورکار. [ وَ ] (اِ) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد همچو خربوزه و هندوانه و خیار و کدو و بادنجان و مانند آن . (ناظم الاطباء) (برهان ). رستنی که تنه ندا
ورکاکلغتنامه دهخداورکاک . [ وَ ] (اِ) مرغی است درنده که آن را شیرگنجشک خوانند و بعضی گویند مرغ مردارخوار. (برهان ). مرغی است که آن را شیرگنجشگ گویند و بعضی مردارخوار را گفته اند
ورکاءلغتنامه دهخداورکاء. [ وَ ] (ع ص ) مؤنث اورک . زن کلان سرین . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
ورکارلغتنامه دهخداورکار. [ وَ ] (اِ) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد همچو خربوزه و هندوانه و خیار و کدو و بادنجان و مانند آن . (ناظم الاطباء) (برهان ). رستنی که تنه ندا
ورکاکلغتنامه دهخداورکاک . [ وَ ] (اِ) مرغی است درنده که آن را شیرگنجشک خوانند و بعضی گویند مرغ مردارخوار. (برهان ). مرغی است که آن را شیرگنجشگ گویند و بعضی مردارخوار را گفته اند