25 فرهنگ

7445 مدخل


ورود

vorud

۱. به جایی درآمدن؛ داخل شدن.
۲. شروع شدن.
۳. [قدیمی] به آبشخور وارد شدن.

اندررفت، راهیابی، درونروی، درونشد

دخول، رسید، مدخل، وصول

admission, admittance, advent, access, approach, arrival, coming, entrance, entry, importation, influx, ingress