ورهمینلغتنامه دهخداورهمین . [ وَ هََ ] (اِ)نانی باشد که از آرد گندم و جو به هم آمیخته پزند وبه عربی علیث با عین بی نقطه و لام بر وزن حدیث گویند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ا
ورامینلغتنامه دهخداورامین . [ وَ ] (اِخ ) قصبه ٔ ورامین مرکز بخش ورامین ،تابع شهرستان تهران ، در 42هزارگزی جنوب خاوری تهران و در مرکز جلگه ٔ ورامین واقع و هوای آن گرم معتدل است .
ورامینکلغتنامه دهخداورامینک . [ وَ ن َ ] (اِخ ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان تهران . موقع جغرافیایی جلگه ٔ معتدل است . سکنه ٔ آن 120 تن و آب آن از قنات و در بهار از رودخانه ٔ کرج تأ
مسجد ورامینلغتنامه دهخدامسجد ورامین . [ م َ ج ِ دِ وَ ] (اِخ )رجوع به جامع ورامین و جغرافیای سیاسی کیهان شود.
جامع ورامینلغتنامه دهخداجامع ورامین . [ م ِ ع ِ وَ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان آرد: آثار مختصری از بنای مسجد باقی است و فاصله ٔ آن تا به نارین قلعه ٔ شهر ورامین در حدود هزار و پانصد قد
ورامینلغتنامه دهخداورامین . [ وَ ] (اِخ ) قصبه ٔ ورامین مرکز بخش ورامین ،تابع شهرستان تهران ، در 42هزارگزی جنوب خاوری تهران و در مرکز جلگه ٔ ورامین واقع و هوای آن گرم معتدل است .
ورامینکلغتنامه دهخداورامینک . [ وَ ن َ ] (اِخ ) دهی جزء بخش شهریار شهرستان تهران . موقع جغرافیایی جلگه ٔ معتدل است . سکنه ٔ آن 120 تن و آب آن از قنات و در بهار از رودخانه ٔ کرج تأ