ورهرامفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفرشتۀ فتح و پیروزی که مورد ستایش پادشاهان ساسانی بوده و در جنگها از او طلب یاری میکردند؛ بهرام.
وهرانلغتنامه دهخداوهران . [ وَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قزل گچیلو از بخش ماه نشان شهرستان زنجان با 310 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
وهرانلغتنامه دهخداوهران . [ وَ ] (اِخ ) شهری است به مغرب و از آن تا تلمسان یک شب راه است . شهر کوچکی است و در کنار دریا قرار گرفته و مردم آن بیشتر به تجارت مشغولند. رجوع به معجم
بخت اردشیرلغتنامه دهخدابخت اردشیر. [ ب ُ ت ِ اَ دِ ] (اِخ ) نام جایی در ساحل دریای فارس . کریستنسن گوید: بموجب روایت کارنامک اردشیر اول ، یک آتش ورهران در بخت اردشیر که در ساحل دریا ب
وارانلغتنامه دهخداواران . (اِخ ) نامی که مورخان یونان به پادشاهان ایرانی که نامشان بهرام بوده است میداده اند. (قاموس الاعلام ترکی ). کلمه ٔ بهرام در اوستا ورثرغن [ وَ رِ غ َ ن َ]
زایجهلغتنامه دهخدازایجه . [ ج َ / ج ِ ] (اِ) زایجه لوحه ٔ مربع یا دائره واری است که برای نشان دادن مواضع ستارگان در فلک ، ساخته میشود تا برای بدست آوردن حکم [ طالع ] مولد [ ولادت
وهرانلغتنامه دهخداوهران . [ وَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قزل گچیلو از بخش ماه نشان شهرستان زنجان با 310 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).