ورموتلغتنامه دهخداورموت . [ وِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از شراب . (یادداشت مؤلف ). شراب سفید که در آن مواد عطرآگین می آمیزند. (فرهنگ فارسی معین ).
ورْمُخْتگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بر عهده ، مسئولیت بر دوش کسی گذاشتن ، مسئول و مدیر قرار دادن
وروتلغتنامه دهخداوروت . [ وُ ] (اِ) خشم . (اوبهی ) (حاشیه ٔ اسدی ) (فرهنگ فارسی معین ). غضب . (فرهنگ فارسی معین ).- وروت کردن ؛ خشم کردن . غضب کردن . (فرهنگ فارسی معین ) : بر م
ورمختواژهنامه آزادورْمُخْت:(warmokht) در گویش گنابادی یعنی بر عهده ، مسئولیت بر دوش کسی گذاشتن ، مسئول و مدیر کردن