وردکلغتنامه دهخداوردک . [ وَ دَ ] (اِ) جهاز عروس یعنی اسبابی که بااو به خانه ٔ شوهر برند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (برهان ). جهیزیه . (مؤید الفضلا) (شرفنامه ٔ منیری ). آنچه عر
خدانظرخانلغتنامه دهخداخدانظرخان . [ خ ُ ن َ ظَ ](اِخ )قریه ای است بفاصله ٔ سی ونه هزاروپانصدگزی جنوب غربی قریه ٔ سلطانخیل متصل بدریای غزنی و واقع در علاقه ٔ حکومت درجه ٔ دو وردک از آ
وردوکلغتنامه دهخداوردوک . [ وَ ](اِ) جهاز عروس . (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). وردک . رجوع به وردک شود. || خانه را گویند که از چوب و علف پوشیده باشند. (برهان ) (آنندراج
هزارهواژهنامه آزادازاره، آزره، هزاره؛ قومی از اقوام اصیل افغانستان و اقوام خراسان که امروزه خاوری نیز گفته می شود. (افغانی) هَزارَه؛ نام قومی از اقوام ساکن در افغانستان، پاکستان،