وراثتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. میراث بردن.۲. (اسم) (زیستشناسی) منتقل شدن صفات والدین به فرزند از طریق ژن.
وراثتلغتنامه دهخداوراثت . [ وِ ث َ ] (از ع ، اِمص ) میراث گرفتن . وراثة. ارث بردن . مرده ریگ یافتن . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ) ارث بردگی . (ناظم الاطباء). ارث بری . (فرهنگ
وراثت برونهستهایextranuclear inheritanceواژههای مصوب فرهنگستانانتقال صفات بهوسیلۀ دِنای موجود در برخی اندامکها مانند راکیزهها و سبزدیسهها متـ . وراثت برونفامتنی extra chromosomal inheritance وراثت میانیاختها
وراثت برونهستهایextranuclear inheritanceواژههای مصوب فرهنگستانانتقال صفات بهوسیلۀ دِنای موجود در برخی اندامکها مانند راکیزهها و سبزدیسهها متـ . وراثت برونفامتنی extra chromosomal inheritance وراثت میانیاختها