وحشلغتنامه دهخداوحش . [ وَ] (ع مص ) جامه از خود انداختن در گریختن به خوف لاحق شدن دشمن . (منتهی الارب ). جامه ٔ خود را دور انداختن در گریختن از ترس دشمن . (ناظم الاطباء). || (ص
وحشیلغتنامه دهخداوحشی . [ وَ شی ی ] (ع ص ) واحد وحش . یک جانور دشتی . (منتهی الارب ) (السامی ) (ناظم الاطباء). جانور صحرایی رمنده از مردم . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : ببخش ای پ
وحشانلغتنامه دهخداوحشان . [ وُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ وحش . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || ج ِ وحیش . (ناظم الاطباء).