وحدانیتلغتنامه دهخداوحدانیت . [ وَ نی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) احدیت . حالت یگانه . (اقرب الموارد) (المنجد). یکتایی . یگانگی . تنهایی و یگانگی و وحدت . (ناظم الاطباء): قسم به وحدا
وحدانیتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. یگانگی؛ یکتایی؛ حالت تنهایی و انفراد.۲. یکتایی و یگانگی خداوند.
وحدانیلغتنامه دهخداوحدانی . [ وَ نی ی ] (ع ص ) آنکه تنهایی گزیند و از مردم دوری کند. (المنجد). مفارقت کننده از جماعت و منفرد به نفس . (اقرب الموارد).
لا اله الا اللهواژهنامه آزادجمله ای که نشان از وحدانیت خداوند دارد و یکی از عبارات شهادتین مسلمانان است
صفات خداوندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب خداوند، وحدانیت، یکتایی، یگانه بودن اسماء حُسنیٰ، اسم اعظم، نامهاو صفات خداوند: واحد، یکتا، یگانه، صمد، رحمان، بخشاینده، رحیم، بخشایشگر، غفار، مهرب
توحیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. اقرار به یگانگی خدا کردن، ایمان به وحدانیت خدا داشتن، به یکتاییخدا ایمان آوردن، خدا را یگانه دانستن ۲. یکیشمردن ۳. یگانه کردن، یگانه دانستن
شهادتینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگفتن «اشهد ان لااله الاالله» و «اشهد ان محمداً رسولالله». شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیغمبر اسلام.
فردانیتلغتنامه دهخدافردانیت . [ ف َ نی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) وحدانیت . یگانگی . یکتایی . (ناظم الاطباء). فردیت .