وجادةلغتنامه دهخداوجادة. [ وِ دَ ] (ع اِمص ) (اصطلاح رجال و درایة) وجاده آن است که شخصی کتابی یا حدیثی را با خط راوی آن می بیند بدون آنکه خود راوی آن را دیده باشد پس در صورتی که
وجاهتفرهنگ مترادف و متضاد۱. جمال، حسن، خوشگلی، زیبایی، صباحت، قشنگی، مقبولی ۲. پذیرشعام، مقبولیت، ≠ زشتی
وغادةلغتنامه دهخداوغادة. [ وَ دَ ] (ع مص ) سست خرد و فرومایه بودن . (اقرب الموارد). || سخت ناکس شدن . (تاج المصادر بیهقی ). وغادت .
واجدةلغتنامه دهخداواجدة. [ ج ِ دَ ] (ع ، ص ) تأنیث واجد. رجوع به واجد شود. || خشمگین . (مهذب الاسماء). در اقرب الموارد نیز وجد علیه به معنی غضب آمده است .
واجده کردنلغتنامه دهخداواجده کردن . [ ج ُ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جدا کردن . مشخص نمودن . علیحده کردن . جدا کردن . (ناظم الاطباء).