وثیقهفرهنگ انتشارات معین(وَ قَ) [ ع . وثیقة ] (ص .) 1 - مؤنث وثیق . 2 - عهدنامه ، گِرویی . ج . وثائق .
وَثَاقَفرهنگ واژگان قرآنوسیله ی بستن (مراد از شد وثاق در عبارت "حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ ﭐلْوَثَاقَ "اسير گرفتن و محکم بستن آنان است )
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد مکنی به ابوالحرث فریغونی . در ترجمه ٔ تاریخ یمینی آمده (ص 305 ببعد): ولایت جوزجان در مدت ایام آل سامان ، آل فریغون را بود اباً
مشتبکلغتنامه دهخدامشتبک . [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ) چیزی بیکدیگر درآمده و درآمیخته و درهم . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آمیخته و درهم درآمده . و مانند شبکه ساخته شده . (ناظم الاطب
وثیقهفرهنگ انتشارات معین(وَ قَ) [ ع . وثیقة ] (ص .) 1 - مؤنث وثیق . 2 - عهدنامه ، گِرویی . ج . وثائق .
وَثَاقَفرهنگ واژگان قرآنوسیله ی بستن (مراد از شد وثاق در عبارت "حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ ﭐلْوَثَاقَ "اسير گرفتن و محکم بستن آنان است )