وتیرةلغتنامه دهخداوتیرة. [ وَرَ ] (ع اِ) کینه یا ستم و افزونی در آن . || پاره ٔ زمین باریک و دراز و سطبر گسترده ٔ هموار ونرم . || حلقه ٔ تیراندازی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب )
وتیرةلغتنامه دهخداوتیرة. [ وُ ت َ رَ ] (ع اِ) دو رکعت نمازنافله که پس از نماز عشا نشسته بجا آورند. (ناظم الاطباء). رجوع به ذخیرة العباد مرحوم آیت اﷲ فیض شود.
وتیرةلغتنامه دهخداوتیرة. [ وَرَ ] (ع اِ) کینه یا ستم و افزونی در آن . || پاره ٔ زمین باریک و دراز و سطبر گسترده ٔ هموار ونرم . || حلقه ٔ تیراندازی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب )
وتیرةلغتنامه دهخداوتیرة. [ وُ ت َ رَ ] (ع اِ) دو رکعت نمازنافله که پس از نماز عشا نشسته بجا آورند. (ناظم الاطباء). رجوع به ذخیرة العباد مرحوم آیت اﷲ فیض شود.
وتیرلغتنامه دهخداوتیر. [ وَ ] (ع اِ) ج ِ وتیره . (منتهی الارب ). گل سفید. (مهذب الاسماء). رجوع به وتیره شود.
استقدادلغتنامه دهخدااستقداد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بر یک وتیره بودن شتران . || پیوسته بودن بر کاری . || برابر و هموار شدن چیزی . (منتهی الارب ).
مطردلغتنامه دهخدامطرد. [ م ُطْ طَ رِ ] (ع ص ) بر یک وتیره شونده و پی یکدیگرشونده . (غیاث ) (آنندراج ). شتر که پی درپی در سیر و حرکت باشد و بازنایستد. (از ذیل اقرب الموارد). || ج