وایکنویلغتنامه دهخداوایکنوی . [ ک َ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به وای کنه . (از یادداشت های مرحوم دهخدا).
وایکنویلغتنامه دهخداوایکنوی . [ ک َ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به وای کنه . (از یادداشت های مرحوم دهخدا).
وایکنهلغتنامه دهخداوایکنه . [ ک َ ن َ ] (اِخ ) قریه ای به سه فرسنگی بخارا. و نسبت بدان وایکنوی باشد. رجوع به وایکنوی شود.