واگَردundoواژههای مصوب فرهنگستانیکی از گزینههای نوار گزینه که باعث خنثی شدنِ آخرین فرمانِ اجراشده میشود
واگردانلغتنامه دهخداواگردان . [ گ َ ] (ن مف مرکب ، اِ مرکب ) پوشاک عوضی . ملبوسی که بجای آنچه در تن دارند پوشند. (ناظم الاطباء). کن و واکن . جامه ای به ذخیره که جامه ٔ پوشیده را بد
واگردانیدنلغتنامه دهخداواگردانیدن . [ گ َ دَ ] (مص مرکب ) زیر و زبر نمودن . سرنگون کردن . (ناظم الاطباء). || بازگردانیدن . (زوزنی ) (ناظم الاطباء). مراجعت دادن . (ناظم الاطباء). || تک
واگردیدنلغتنامه دهخداواگردیدن . [ گ َدی دَ ] (مص مرکب ) برگشتن . به عقب برگشتن . مراجعت کردن . (ناظم الاطباء). انصراف . بازگردیدن : وانگردد از ره آن تیر ای پسربند باید کرد سیلی را ز
واگردیدهلغتنامه دهخداواگردیده . [ گ َ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نعت مفعولی است از واگردیدن . رجوع به واگردیدن شود. || لب برگشته . برگشته لب . (یادداشت مؤلف ).