واگذاردنلغتنامه دهخداواگذاردن . [ گ ُ دَ] (مص مرکب ) واگذار کردن . تسلیم کردن . || ترک گفتن . فروگذار کردن : یا فروگذاشت کنم یا واگذارم چیزی را از آنها که بر نفس خود پیمان گرفته ام
واگذاردنفرهنگ انتشارات معین(گُ دَ) (مص م .) 1 - تسلیم کردن ، چیزی را در اختیار کسی قرار دادن . 2 - ترک کردن .
واگذاردنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. واگذار کردن؛ تسلیم کردن؛ چیزی را در اختیار کسی گذاشتن.۲. ترک کردن؛ ول کردن.
واگذاردنیلغتنامه دهخداواگذاردنی . [ گ ُ دَ ] (ص لیاقت ) وانهادنی . بازگذاشتنی . واگذاشتنی . رها کردنی . ترک گفتنی . تسلیم کردنی . قابل واگذاردن . رجوع به واگذاردن شود.
واگذاردنیلغتنامه دهخداواگذاردنی . [ گ ُ دَ ] (ص لیاقت ) وانهادنی . بازگذاشتنی . واگذاشتنی . رها کردنی . ترک گفتنی . تسلیم کردنی . قابل واگذاردن . رجوع به واگذاردن شود.
ژاژواژهنامه آزادهمان نسخ، همارز واگذاردن و تاراندن و کنارزدن. میتوانیم برابر منسوخ و دربرابر ناسخ هم بگذاریمش. پس ناسخ و منسوخ را دیگر ژاژا و ژاژ گوییم. کلام بیهوده