واکنلغتنامه دهخداواکن . [ ک ِ ] (ع ص ) نشسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). جالس . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || پرنده ٔ نشسته بردیوار یا چوب یا درخت . (از اقرب
واکنلغتنامه دهخداواکن . [ ک ُ ] (نف مرکب ) واکننده . بازکننده . گشاینده . || (اِمرکب ) ابزار باز کردن در قوطی و بطری و امثال آن .- در بطری واکن ؛ آلت باز کردن در بطری .
واکن کردنلغتنامه دهخداواکن کردن . [ ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) واکندن . عیار. معایره . (یادداشت مؤلف ). رجوع به واکندن شود.
واکن کردنلغتنامه دهخداواکن کردن . [ ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) واکندن . عیار. معایره . (یادداشت مؤلف ). رجوع به واکندن شود.