واکرلغتنامه دهخداواکر. [ ک ِ ] (ع ص ) مرغ به آشیانه درآینده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرغی که در آشیانه باشد. (فرهنگ خطی ).
واکرواژهنامه آزادعصای چارپایه ای است که سالمندان به یاری آن راه روند. عصای چهارپایه برای سالمندان. نوع چرخدار آن مانند روروک (roroak) است که کودکان نوپا به کمک آن راه می روند.
واکِرْدَنگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی باز کردن چیزی ، چیدن چیزی (میوه ، سبزی ، گل و...) کنایه از باز کردن دهان و سخن گفتن
واکردنیلغتنامه دهخداواکردنی . [ک َ دَ ] (ص لیاقت ) بازکردنی . گشودنی . گشادنی . قابل باز کردن . که بتوان بازش کرد. رجوع به واکردن شود.
واکرتهلغتنامه دهخداواکرته . [ ک ِ رِ ت َ ] (اِخ ) اسم قدیم کشور کابل است ، در بند اول فرگرد نهم وندیداد آمده : «در هفتمین کشوری که اهورامزدا بیافرید واکرته می باشد اهریمن بدکنش در