24 مدخل
ارتجاعی، سنتگرا، قهقرایی، محافظهکار، مرتجع، ≠ پیشرو، پیشتاز
Neanderthal
( ~. گَ) (ص .) مرتجع ، مخالف پیش رفت و اندیشه های نو.
ارتجاع، تحجر، ≠ نوگرایی
repression
retardant
واپسگرا
واپسگرایی
واپسگرایانه، مرتجعانه، کهنهگرایانه ≠ متجددانه
واپسگرای