واپاواژهنامه آزاد(بجستان) مراقب بودن؛ درگیر کسی یا چیزی بودن. مثلاً گفته می شود:«من به بچه واپا هستم». یعنی درگیر کارهای بچه هستم. (بجستانی) واپای کسی یا چیزی بودن:مشغول به کسی
واپایشواژهنامه آزادواپایش به معنی پاییدن چیزی است. واژه مصوب فرهنگستان برای واژه انگلیسی کنترل control.
تنظیم سوزنpoint settingواژههای مصوب فرهنگستانواپایش عملکرد سامانۀ همبندی در جابهجایی سوزن و قرار دادن آن در موقعیت درست
دادهخواهی کردنpollواژههای مصوب فرهنگستانواپایش مراکز چندگانۀ شبکه که در آن ایستگاه مرکزی نیاز هر مرکز به ارسال داده را بررسی و اجازۀ انجام آن را بهنوبت صادر میکند