والهیلغتنامه دهخداوالهی . [ ل ِ ] (اِخ ) احمد اسکوبی ، متوفی 1008 هَ . ق . او را دیوانی است ترکی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
والهی خراسانیلغتنامه دهخداوالهی خراسانی . [ ل ِ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) از پارسی گویان مقیم هندوستان و معاصر اکبرشاه هندی است . رجوع به فرهنگ سخنوران ص 642 شود.
والهی قصابلغتنامه دهخداوالهی قصاب . [ ل ِ ی ِ ق َص ْ صا ] (اِخ ) از شاعران است . این بیت را مؤلف صبح گلشن به نام او ثبت کرده است :مجنون به گوشه ای ز جفای زمانه رفت دیوانه اش مخوان که
والهی خراسانیلغتنامه دهخداوالهی خراسانی . [ ل ِ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) از پارسی گویان مقیم هندوستان و معاصر اکبرشاه هندی است . رجوع به فرهنگ سخنوران ص 642 شود.
والهی قصابلغتنامه دهخداوالهی قصاب . [ ل ِ ی ِ ق َص ْ صا ] (اِخ ) از شاعران است . این بیت را مؤلف صبح گلشن به نام او ثبت کرده است :مجنون به گوشه ای ز جفای زمانه رفت دیوانه اش مخوان که
نظاملغتنامه دهخدانظام . [ ن َظْ ظا ] (اِخ ) ابراهیم بن سیاربن هانی بلخی بصری ، مکنی به ابواسحاق و مشهور به نظام . از اعاظم دانشمندان عهد بنی عباس و از اجله ٔ علمای معتزله است در