والدگریparentingواژههای مصوب فرهنگستانتمام فعالیتهای مرتبط با شیوههای تربیتی والدین که ازطریق آنها والدین با فرزندانشان تعامل میکنند
والدگری اقتدارگراauthoritarian parentingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش والدگری مبتنی بر محدودسازی هرچه بیشتر که در آن والد یا پرستار بر اطاعت اصرار میورزد و گفتوگو و تشریک مساعی را کنار میگذارد و برای جلوگیری از رفتار ن
والدگری مقتدرانهauthoritative parentingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش والدگری مبتنی بر تشریک مساعی که در آن والد یا پرستار کودک را به خودمختاری و استقلال ترغیب میکند و درعینحال برخی محدودیتها را بر رفتار کودک اعمال می
والیگریلغتنامه دهخداوالیگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) ولایت . (آنندراج ). حکومت . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || اختیار.
والدگری اقتدارگراauthoritarian parentingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش والدگری مبتنی بر محدودسازی هرچه بیشتر که در آن والد یا پرستار بر اطاعت اصرار میورزد و گفتوگو و تشریک مساعی را کنار میگذارد و برای جلوگیری از رفتار ن
والدگری مقتدرانهauthoritative parentingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش والدگری مبتنی بر تشریک مساعی که در آن والد یا پرستار کودک را به خودمختاری و استقلال ترغیب میکند و درعینحال برخی محدودیتها را بر رفتار کودک اعمال می
والیگریلغتنامه دهخداوالیگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) ولایت . (آنندراج ). حکومت . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || اختیار.
جنکسانکیلغتنامه دهخداجنکسانکی . [ ج ِ سا ن َ ] (حامص ) مأخوذاز مغولی ، رتبه ٔ حکومت و والیگری . (ناظم الاطباء).
اسودلغتنامه دهخدااسود. [ اَ وَ ] (اِخ ) ابن عمارة. یکی از شعرای عرب . وی در مدینه ٔ منوّره متولی مالیه بود و زمانی از طرف خلیفه ابوجعفر به والیگری شهر مزبور معین شد و به دختری م