والاییدیکشنری فارسی به انگلیسیdignity, elevation, esteem, excellence, finish, honor, lordship, magnitude, sedateness, sovereignty, sublimity, superiority, uplift, worth
والاییلغتنامه دهخداوالایی . (حامص ) والائی .رفعت . بلندی . عظمت . (ناظم الاطباء). بزرگواری . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بلندپایگی . بزرگی . (آنندراج ).
فرزیواژهنامه آزادخوب زندگی کردن - کسی که خوب زندگی می کند فرزی بک کلمه مرکب متشکل از "فر" به معنی شکوه،جلال و والایی و "زی" به معنی زیستن و زندگانی است. به عبارت دیگر "فرزی"
فرهیختهفرهنگ نامها(تلفظ: farhixte) ادب آموخته ، آموخته ، مؤدب ، فرهیخته ؛ برخوردار از سطح والایی از دانش ، معرفت یا فرهنگ .