واقفیتلغتنامه دهخداواقفیت . [ ق ِ فی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) وقوف . مهارت . اطلاع . آگاهی . (ناظم الاطباء). واقف بودن . واقف شدن .
واقعیتدیکشنری فارسی به انگلیسیactuality, axiom, fact, gospel, reality, sooth, truth, truthfulness, verity
اجتهادلغتنامه دهخدااجتهاد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تجاهد. جهد کردن . (زوزنی ). کوشیدن . بکوشیدن . (تاج المصادر). || کوشش . جدّ. جهد. سعی . کدّ: این اجتهاد بجای آوردم . (کلیله و دمنه ).