واشکانلغتنامه دهخداواشکان . [ ] (اِخ ) از دیه های ساوه . (تاریخ قم ص 140). از رستاق ساوه ٔ طسوج قیستین . (تاریخ قم ص 114).
واشجانلغتنامه دهخداواشجان . [ ش ِ ] (اِخ ) دهی بوده است در لرستان . رجوع به تاریخ گزیده ص 552 و 554 شود.
واشکافتنلغتنامه دهخداواشکافتن . [ ش ِ ت َ ] (مص مرکب ) شکافتن .نبش . بازشکافتن . || خواستن . بیع. (یادداشت مؤلف ). || دلالی کردن . (ناظم الاطباء).
واشانلغتنامه دهخداواشان . (اِخ ) دهی است از دهستان سامن شهرستان ملایر که در 27 هزارگزی جنوب آن شهر و 8 هزارگزی راه شوسه ٔ ملایر به بروجرد واقع است . ناحیه ای است مسطح ، معتدل با