واصیلغتنامه دهخداواصی . (ع ص ) متصل . در هم پیوسته . (از اقرب الموارد). گیاه با هم نزدیک و درهم . (ناظم الاطباء). زمین در هم پیوسته گیاه . (آنندراج ). رجوع به واص شود.
ژوکفسکیلغتنامه دهخداژوکفسکی . [ ک ُ ] (اِخ ) واسیلی . نام شاعر روسی متولد در نزدیکی تولا بسال 1783 و متوفی در بادِن -بادن بسال 1852 م .