واسپاریleasingواژههای مصوب فرهنگستانقراردادی که براساس آن واسپارنده با تأمین مالی حق استفاده از یک دارایی را در اختیار واپذیرنده میگذارد و او مختار است در پایان دورۀ قرارداد مالکیت آن را بپذیرد ی
خط واسپاری نبردbattle handover line, BHLواژههای مصوب فرهنگستانخط خیز درنظرگرفتهشده بر روی زمین که در آن مسئولیت از نیروی ایستا به نیروی درحالحرکت و برعکس واگذار میشود
واسپارشdisposal 2, burial 3واژههای مصوب فرهنگستانرها کردن جسد در آب یا قرار دادن آن در خاک یا آتش یا هوا
تحویلفرهنگ مترادف و متضاد۱. استرداد، واسپاری ۲. واگذاری، بازدهی ۳. انتقال، تبدیل، تغییر، جابهجایی ۴. سپردن، واسپردن، واگذار کردن
تدفین داربستیscaffold burial, scaffold grave, tree burialواژههای مصوب فرهنگستانواسپارشی که در آن جسد را در پارچه یا پوست حیوان میپیچیدند و بالای داربست چوبی رها میکردند
تحلیل تدفینیmortuary analysisواژههای مصوب فرهنگستانبررسی نحوۀ واسپارش و حالتهای تدفین و نحوۀ رفتار با جسد و چیدمان گورنهادهها که به باستانشناسان در پی بردن به ساختارهای اجتماعی کمک میکند