واستریوشان سالارلغتنامه دهخداواستریوشان سالار. [ ت ِ ] (پهلوی ، اِ مرکب ) رئیس طبقه ٔ کشاورزان در زمان ساسانی . واستریوش بذ. هتخشبد. || رئیس مالیات ارضی . || رئیس صنعتگران . || وزیر مالیه .
وستریوشان سالارلغتنامه دهخداوستریوشان سالار. [ وَ ] (پهلوی ، اِ مرکب ) وزیر کشاورزی در عهدساسانی . در تاریخ طبری وستریوشان سلار آمده . (فرهنگ فارسی معین از تاریخ بلعمی چ وزارت فرهنگ ج 1 ص
واستریوشانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهطبقۀ در ایران باستان، یکی از چهار طبقۀ مردم؛ کشاورزان؛ روستاییان.
واستریوشلغتنامه دهخداواستریوش . [ ت ِ ] (پهلوی ، اِ) طبقه ٔ کشاورز در عهد ساسانیان که یکی از چهار طبقه ٔ مردم آن زمان بوده است . (ایران در زمان ساسانیان ص 118).و رجوع به استریوشان س
واستریوش بذلغتنامه دهخداواستریوش بذ. [ ت ِ ب َ ] (پهلوی ، اِ مرکب ) رئیس کشاورزان در زمان ساسانیان . واستریوشان سالار. هتخشبد. (ایران در زمان ساسانیان ص 118، 119، 143، 157، 289، 542).
سالارلغتنامه دهخداسالار. (اِ) در پهلوی و در پازند «سالار» (نیبرگ 286)، ارمنی «سلر» . همریشه و هم معنی سردار. و در این کلمه دال افتاده و «را» به «لام »بدل شده . (هوبشمان 692). از
گشنسب آذارلغتنامه دهخداگشنسب آذار.[ گ ُ ن َ ] (اِخ ) از جمله ٔ رجالی که قبل از جلوس وهرام پنجم به مقام واستریوشان سالار رسیده است . رجوع به ترجمه ٔ ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 129 و
واستریوش بذلغتنامه دهخداواستریوش بذ. [ ت ِ ب َ ] (پهلوی ، اِ مرکب ) رئیس کشاورزان در زمان ساسانیان . واستریوشان سالار. هتخشبد. (ایران در زمان ساسانیان ص 118، 119، 143، 157، 289، 542).
هتخشبذلغتنامه دهخداهتخشبذ. [ هَُ ت ُ ب َ ] (پهلوی ، اِ) لقب رئیس و محافظ طبقه ٔ واستریوشان یا هتخشان که طبقه ٔ چهارم از طبقات اجتماعی ایران در روزگار ساسانی بوده است . رئیس این طب
هتخشانلغتنامه دهخداهتخشان . [ هَُ ت ُ ] (اِ) به لغت پازند و پهلوی ، بعضی دستورزان است که اهل حرفه و صنعت باشد. این طبقه از مردم ایران باستان ، جزو طبقه ٔ واستریوشان که یکی از طبقا