واضیلغتنامه دهخداواضی ٔ. [ ض ِءْ ] (ع ص ) پاکیزه . (از اقرب الموارد). پاکیزه روی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیکو.ماهو بواضی ٔ؛ یعنی او پاکیزه نیست . (منتهی الارب ).
وازیماللغتنامه دهخداوازیمال . (اِخ ) دهی است از دهستان گیلخواران در بخش مرکزی شهرستان شاهی در 10 هزارگزی جنوب غربی جویبار. کنار راه شوسه ٔ جویبار به شاهی واقع است . محل آن جلگه است
وازیرهلغتنامه دهخداوازیره . [ رَ / رِ ] (اِ) وقت و هنگام . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). در مآخذ دیگری یافت نشد.
وازیجلغتنامه دهخداوازیج . (اِ) رشته ٔانگور. (یادداشت مؤلف ). || شاخه ٔ درخت رز. || هر چیزی که با آن خوشه ٔ انگور را آویزان می کنند. || جائی که به آن خوشه ٔ انگور را می آویزند. (
وازیچهلغتنامه دهخداوازیچه . [ چ ِ ] (اِخ ) دهکده ای است از دهستان ماربین بخش سده ٔ شهرستان اصفهان واقع در هفت هزارگزی جنوب سده و سه هزارگزی راه شوسه ٔ نجف آباد به اصفهان این دهکده